سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷
کد مطلب: ۱۳۴۲

آثار اسلامی نشانه اصالت دین است.

آثار اسلامی نشانه اصالت دین است.

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
اصولاً در حفظ آثار نبوت، خصوصاً آثار پیامبر گرامی، مانند مدفن وی و قبر همسران و فرزندان و صحابه و یاران او و خانه هایی که در آنجا زندگی کرده و مساجدی که در آنها نماز گذارده، فایده عظیمی است.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

آثار اسلامی نشانه اصالت دین است

اصولاً در حفظ آثار نبوت، خصوصاً آثار پیامبر گرامی، مانند مدفن و قبر همسران و فرزندان و صحابه و یاران او، و خانه هایی که در آنجا زندگی کرده و مساجدی که در آنها نماز گذارده، فایده عظیمی است که هم اکنون اشاره می کنیم.

امروز پس از گذشت بیست قرن از میلاد مسیح، وجود مسیح و مادر او مریم و کتاب او انجیل و یاران و حواریون او، در غرب به صورت افسانه تاریخی درآمده است که گروهی از شرق شناسان در وجود چنین مرد آسمانی، به نام مسیح که مادرش مریم و کتاب او انجیل است تشکیک کرده و آن را افسانه ای بسان افسانه «مجنون عامری» و معشوق وی «لیلی»، تلقی می کندد که زائیدۀ مغزها و اندیشه هاست، چرا؟ به خاطر این که یک اثر واقعی ملموس از مسیح در دست نیست، مثلاً بطور مشخص نقطه ای که او در آن متولد گردید و خانه ای که زندگی کرده، و جائی که در آن به عقیده نصاری به خاک سپرده شده است معلوم و روشن نیست کتاب آسمانی او دستخوش تحریف گردیده، و این اناجیل، چهارگانه، که در آخر هر کدام جریان قتل و دفن عیسی آمده است بطور مسلم مربوط به او نیست و آشکارا گواهی می دهد که پس از درگذشت وی تدوین شده اند از این جهت بسیاری از محققان آن ها را از آثار ادبی قرن دوم میلادی دانسته اند. ولی اگر تمام خصوصیات مربوط به او محفوظ می ماند، به روشنی بر اصالت او گواهی می داد، و برای این خیالبافان و شکاکان جای تشکیک باقی نمی گذارد.

مسلمانان با چهره باز، به مردم جهان می گویند مردم!! هزار و چهارصد سال قبل در سرزمین حجاز مردی برای رهبری جامعه بشری برانگیخته گردید، و در این راه موفقیت بزرگی به دست آورد، و تمام خصوصیات زندگی او محفوظ است، بی آنکه کوچکترین نقطۀ ابهامی در آن زندگی بزرگ مشاهده گردد، حتی خانه ای که او در آن متولد شده مشخص است، و کوه حراء منطقه ایست که وحی در آنجا بر اونازل می گردید، و این مسجد او است که در آن نماز می گزارد، و این خانه ایست که در آنجا به خاک سپرده شد، و این ها خانه های فرزندان و همسران و بستگان او است، و این قبور فرزندان و اوصیاء و خلفاء و همسران او می باشد و ...

حالا اگر همه این آثار را از میان ببریم، طبعاً علائم وجود و نشانه های اصالت او را از بین برده ایم و زمینه را برای دشمنان اسلام آماده ساخته ایم.

بنابراین ویران کردن آثار رسالت و خاندان عصمت علاوه بر این که یک نوع هتک و بی احترامی است، مبارزه با مظاهر اصالت اسلام و اصالت رسالت پیامبر نیز می باشد.

آئین اسلام، آئین ابدی و جاودانی است و تا روز قیامت آئین بشرها می باشد. نسل هائی که پس از هزاران سال می آیند، باید به اصالت آن، مومن و مذعن باشند. لذا برای تأمین این هدف، باید پیوسته تمام آثار و نشانه های صاحب رسالت را حفظ کنیم و از این طریق گامی در راه بقاء دین در اعصار آینده برداریم، کاری نکنیم که نبوت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به سرنوشت حضرت عیسی (علیه السلام) دچار گردد.

مسلمانان به اندازه ای برای حفظ آثار پیامبر گرامی عنایت داشته اند که تمام خصوصیات زندگی او را در دوران رسالت به دقت ضبط کرده اند1.

با مراجعه به تاریخ مسلمانان،این مسأله مشخص می شود که تعمیر قبور و حفظ و صیانت آنها از فرسودگی یکی از مراسم مسلمانان در تمام نقاط بوده است و هم اکنون در تمام بلاد اسلامی مقابر پیامبران و اولیاء الهی و رجال صالح و نیکوکار، به صورت مزار موجود است و برای حفظ آثار و قبور آنها موقوفاتی وجود دارد و درآمد آنها در حفظ آنها مصرف می شود...

پیش از پیدایش گروه وهابی در نجد، و پیش از تسلط آنان بر حرمین و حومه ها در تمام حجاز قبور اولیاء الهی، معمور و آباد و مورد توجه همگان بوده است. و احدی از علماء بر آن ایراد نمی گرفت این نه تنها ایران است که قبور اولیاء و صالحان در آن به صورت مزار معمور می باشند، بلکه در تمام بلاد اسلامی مخصوصاً مصر و سوریه و عراق، و کشورهای مغرب و تونس و مقابر علماء و بزرگان اسلام معمور و آباد می باشد و مسلمانان دسته دسته برای زیارت قبور آنان و خواندن فاتحه و قرآن رهسپار مقابر آنان می شوند، و تمام این امکنه برای خود خادم و نگهبانی دارد و گروهی مأمور نظافت و تمیز  و نگاهداری حرم های شریف می باشند.

با این اشاعه و گسترش آن هم در تمام بلاد مسلمانان چگونه می توان تعمیر قبور را یک امر حرام تلقی کرد در حالی که چنین روش ممتدی از صدر اسلام تا به امروز وجود داشته و دارد و به این روش در اصطلاح دانشمندان «سیره مسلمین» می گویند که منتهی به زمان پیامبر می گردد، وجود چنین سیره بی آنکه به آن اعتراض گردد، نشانه جواز و مرغوبیت و محبوبیت آن می باشد.

این مطلب از نظر ضرورت به پایه ایست که یکی از نویسندگان وهابی به آن نیز اعتراف می نماید و در صدد جواب بر می آید اینک اعتراف:

هذا امرٌ عَمَّ البِلادَ وَ طَبَّقَ الاَرضَ شَرقاً وَ غرباً بِحَیثُ لا بَلدَةَ مِن بِلادِ الاسلامِ الاّ فیها قُبورٌ وَ مشاهِدُ بل مَساجدُ المسلمینَ غالباً لا تَخلو عن قبرٍ وَ مَشهَدٍ وَ لا یَسَعُ عقلُ عاقلٍ اَنَّ هذا مُنکَرٌ یَبلُغُ الی ما ذَکَرتَ من الشَّناعَةِ وَ یَسکُتُ عُلَمائ الاسلام2.

این مطلب، عموم بلاد و مشرق و غرب را فرا گرفته است، حتی نقطه ای از بلاد اسلامی نیست که در آنجا قبر و مشهدی نباشد، حتی مساجد مسلمانان نیز خالی از آن نیست و عقل باور نمی کند که یک چنین چیز حرام باشد و علماء اسلام در برابر آن سکوت کنند.

ولی با این اعتراف، دست از لجاجت نکشیده و می گوید رواج یک مطلب و سکوت علماء، دلیل بر جواز آن نیست. و اگر گروهی در برخی از ظروف به خاطر مصالحی لب فرو بندند، قطعاً گروه دیگر که از نظر شرائط متفاوت می باشند، حقیقت را بازگو می کنند.

ولی پاسخ این گفتار روشن است زیرا هفت قرن تمام علماء اسلام لب فروبسته و کلمه ای در این مورد نگفته اند، آیا همه آنان در این مدت محافظه کار بودند، چرا خلیفه دوم موقع فتح «بیت المقدس» آثار قبور پیامبران را نابود نکرد آیا او هم با مشرکان زمان خود ساخت.

شگفت از پاسخ منسوب به علماء مدینه است که می گویند:

اما البناء علی القبور فهو  ممنوع اجماعاً لصحَّة الاحادیث الوارِدَةِ فی مَنعِها وَ لِهذا اَفتی کثیرُ من العلماء بِوُجُوب هدمه.

 بناء بر قبور به اتفاق علماء ممنوع است به خاطر احادیث صحیحی که در این مورد وارد شده است، از این جهت گروه زیادی از علماء بر ویران کردن آن فتوا داده اند.

چگونه می توان ادعای اتفاق بر تحریم ساختن بناء بر قبور نمود در صورتی که مسلمانان پیامبر گرامی را در اطاقی که همسرش عایشه در آن زندگی می کرد دفن کردند، سپس ابوبکر و عمر به خاطر تبرک، در کنار آن حضرت در همان حجره دفن شدند آنگاه حجره عایشه را از وسط قسمت کرده و دیواری در میان نهاده اند، بخشی از آن به زندگی عایشه اختصاص داده و بخشی دیگر مربوط به قبر پیامبر و شیخین گردید، از آنجا که دیوار وسط کوتاه بود در زمان عبدالله بن زبیر، بر ارتفاع آن افزوده شد، سپس در هر زمانی مطابق معماری خاص آن عصر، خانه ای که پیامبر در آن دفن گردیده تعمیر و یا تجدید بناء می گردید و در دوران خلافت امویها و عباسی ها بنای قبر پیوسته مورد توجه بوده است، و در هر زمانی با معماری خاصی بنا می شده است.

و آخرین بنای روی قبر که هم اکنون نیز باقی است، بنای سلطان «عبدالحمید» است که ساختمان آن از سال 1270 آغاز گردیده و مدت چهار سال طول کشید. شما می توانید، مشروح تاریخ تعمیر و تجدید بنای پیامبر را در طول تاریخ و ادوار اسلامی تا عصر «سمهودی» در کتاب «وفاء الوفاء» سمهودی بخوانید3 و پس از آن را در کتابهای مربوط  به تاریخ مدینه به دست آورید.


پی نوشتها:

  1. به طبقات ابن سعد ج1 ص360-503 مراجعه شود. در این صفحات بسیاری از ویژگیها و خصوصیات زندگی حضرت وارد است.
  2. تطهیر الاعتقاد ص17 طبع مصر، به نقل کشف الارتیاب
  3. وفاء الوفاء ص383-390

منبع: آئین وهابیت، اثر استاد جعفر سبحانی

نویسنده مطلب: شهلا کلاته


تاریخ ارسال مطلب: ۸:۳۲ - ۱۳۹۵/۸/۱۷
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
پربیننده ترین
پربحث ترین