جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰

جنس اعمال 
ادب الهی

جنس اعمال 

::> ولایت آنلاین، گروه اخلاق و عرفان <::
کوتاه ترین و موثرترین راه برای جلوگیری از خراب کاری کسانی که از نظر معنوی، با فرهنگ الهی سازگار نیستند و نقش تخریبی دارند، راه عملی به معنای «پرهیز از حرام» است.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
یا ایها الذین امنو قوا انفسکم و اهلیکم نارا

مروری بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به مرابطه با دیگران بود. انسان همان طور که وظیفه دارد خود را در ابعاد اعتقادی، اخلاقی و عملی بسازد، دیگران را هم باید بسازد. بعد از آن، امور شش گانه ای را که در مسئله سازندگی نقش دارند، عرض کردم. مسئله کمیت و کیفیت در مرابطه با دیگران، شرایط کسی که می خواد دیگری را بسازد، شرایط طرف مقابل، ابزاری که برای سازندگی دیگران باید استفاده کرد و بالاخره نحوه استفاده از ابزار، موارد شش گانه هستند. 
در جلسه گذشته، بحث به اینجا رسید که انسان باید همیشه ابزاری را به کار بگیرد که با هدفش همسو باشد. ابزاری را که متناسب با هدف نیست، نمی شود به کار برد، چرا که انسان را به هدف نمی رساند. در باب سازندگی، عرض کردم ابزاری که انسان باید استفاده کند، عقل و فطرت های الهی است؛ به تعبیر دیگر، با ابزار شهوت نمی شود دیگران را به سوی یک سنخ مسائل عقلانی برد. با ابزار حیوانی نمی شود کسی را انسان کرد. ابزار باید متناسب با هدف باشد که جلسه گذشته عرض کردم.
بعد وارد مطلب دوم شدم که درباب سازندگی، قول و عمل موثر است و تقدم عمل بر قول را هم مطرح کردم. آخرین روایتی که عرض کردم این بود: «کونوا دعاه للناس بغیر السنتکم»؛ اگر می خواهید کسی را بسازد، غیر زبانی بسازید که اشاره به عمل دارد. گفتم که در سه بعد وجودی، نقش سازندگی دارد. 


جنس اعمال: 

نکته اعمال 
نکته دیگری که وارد می شوم، این است که اگر بخواهیم اعمال را به صورت کلی تقسیم بندی کنیم، هم کف نفس را در بر می گیرد که جنبه ترک دارد؛ هم جنبه فعلی را در بر می گیرد. البته نمی خواهم بحث طلبگی کنم. در واقع از طرفی شامل «پرهیز از یک سنخ اعمال» به عنوان کف نفس یا به تعبیری خود داری می شود. از طرفی هم بحث فعل و «انجام دادن کار» را بر می گیرد. آیا این ها از نظر اهمیت در سازندگی، یکسان هستند؟ مثالی می زنم: فرض کنید انسان یک عمل حرام را در منظر و مرئی غیر، ترک می کند. چه بسا اصلا قصد تربیت هم نداشته باشد. این بحث را قبلا انجام داده ام که تربیت، از امور قصدیه نیست. این کف نفس، در طرف مقابل اثر می گذارد. طرف مقابل می گوید: این کار چون حرام است. او انجام نمی دهد. یا فرض کنید مثلا عمل واجبی را در ملأ مانند روزه در ماه رمضان، نماز، زکات یا حج را انجام دهد. 


اهمیت و اولویت عمل بر قول
آیا عمل و قول، از نظر نقش سازندگی مساوی هستند؟ گفتیم که نقش سازندگی عمل، قوی تر از قول است. حالا در باب عمل، ترک و فعل از نظر سازندگی با هم مساوی هستند؟ که هم بحثی است که قبلا اشاره کرده ام. 
روایتی را که جلسه گذشته عرض کردم، دوباره مطرح می کنم. در این روایت اگر به تعبیر ما طلبه ها، عنایت در تربیت باشد، می فهمیم که مسئله این نیست. در روایت شریفه داشت که «قال اباعبدالله علیه السلام: کونوا دعاه للناس بغیر السنتکم لیروا منکم الورع؛ ورع به معنای پرهیز است. قدر متیقن آن هم پرهیز از گناه و حرام است؛ یعنی مسلم است که به این معنا است؛ و الا عده ای بالاتر می برند و می گویند پرهیز از شبهات است. حالا خیلی مقدس نشویم و آنچه را مورد ابتلای مان است بگیریم.
در ابتدا حضرت کف نفس را بیان می کند. بعد دارد: «و الاجتهاد»؛ اگر اجتهاد را عمل بگیریم، اول جنبه ترکی را و بعد جنبه فعلی را می فرماید. 
پس در این روایت در ابتدا نقش قوی فعل را مطرح می کند که با عمل سازندگی داشته باش، نه با حرف. و بعد سراغ ترک فعل می آید؛ عنایت در تربیت، این است. چه بسا به این معنا است که این تربیت، بر مبنای ارزش باشد. بعد از آن اجتهاد را مطرح می کند؛ به این معنا که در جنبه فعلی، سر آمد افعال، «و الصلاه»، نماز است که نقش سازندگی دارد. نمازت را بخوان. همین نماز خواندن اگر برای خدا باشد، اثر گذار است.


اهمیت نماز در تربیت دیگران 
بعد می فرماید: «و الخیر» که در اصطلاح طلبگی می گوییم: ذکر عام بعد از خاص است. برای بیان نقش قوی نماز، در بین همه افعال، اول نماز را مطرح می کند. بعد از نماز می فرماید: «و الخیر» که مطلق کارهای خوب است. بعد می فرماید: «فان ذلک داعیه»؛ به تو آموزش می دهم چگونه طرف مقابلت را بسازی. اول باید عملا به سازندگی او بپردازی. در عمل، مقید باش که خلاف شرع نکنی؛ به این معنا که کار حرام انجام ندهی؛ در تعبیر روایت «ورع» بود. 
بعد از آن، عمل واجب را انجام بدهی که سر آمد همه واجبات در نقش سازندگی، نماز است. با توجه به مسئله عنایت در تربیت، این روند کار از نظر ارزش است.


اهمیت ترک محرمات در تربیت دیگران 
در مسئله ورع، روایات متعددی داریم که بنده اینجا بیان نمی کنم. پرهیز از حرام، نه فقط برای خودت بلکه برای طرف مقابلت هم نقش سازندگی دارد. فرض کنید اگر یک مربی، برای تربیت طرف مقابل، مقید باشد که خلاف شرح انجام ندهد، دیگر لازم نیست به طرف مقابل بگوید: این کار را نکن! بنده وارد وادی عمل شده ام که البته قول را هم عرض خواهم کرد.
مسئله پرهیز حرام در نمام محیط و فضای پنجم حاکم بر جامعه، نقش دارد. در آن چهار محیط انسان باید مقید باشد که حرام مرتکب نشود، چه برسد به فضای پنجمی که حاکم بر جامعه است. در مباحث گذشته، امرا و علما را به عنوان عوامل این فضا عرض کردم. لازم نیست حرفی بزنی. خودت را خسته نکن. اگر تو خلاف نکنی، مردم یاد می گیرند که خلاف نکنند. تو نقش سازندگی داری:
«دو صد گفته، چون نیم کردار نیست»
حرف زدن را کنار بگذار؛ در این دکان را ببند!
اگر واقعا یک شخص در هر محیطی، دلسوزانه می خواهد نقش سازندگی داشته باشد، اول باید وارد وادی عمل شود که در این وادی، اولویت با ترک حرام است. خیلی روشن مطرح کردم. بعد از ورود در وادی عمل، با ترک حرام که جنبه نفیی است. جنبه اثباتی مطرح می شود که در این جنبه، نماز بیشترین نقش را دارد. 


نقش «مانعیت» در تربیت دیگران
حالا درباره محیط پنجمی که حاکم بر چهار محیط دیگر است که فضای جمعی نام دارد، مطلبی را عرض می کنم. این مسئله را در بحث فضای جمعی عرض کردم. یک وقت می خواهم در محیطی آرام، نسبت به سازندگی جنبه فاعلیت داشته باشم. یک وقت می خواهم علاوه بر جنبه فاعلیت، جنبه مانعیت هم داشته باشم؛ یعنی یک وقت می خواهم طرف مقابل را بسازم، انسانش کنم و ابعاد درونی و فطرت های الهی او را شکوفا کنم. یک وقت هم دنبال سازندگی و شکوفا کردن او هستم و هم می خواهم از سمپاشی هایی که می شود جلوگیری کنم؛ یعنی به او ایمنی ببخشم. به تعبیر دیگر گاهی بحث جلب منفعت مطرح است و گاهی علاوه بر آن، دفع ضرر هم مطرح است. هم فاعلیت و هم مانعیت.


در سازندگی، فاعلیت و مانعیت باید با هم باشد. چرا؟ اگر فضای آرامی باشد و از شیطان هم خبری نباشد، راحت هستیم، اما با وجود این شیطان، هم فاعلیت لازم است هم مانعیت. خدا به تعداد آدم ها، شیطان خلق کرده است؛ شیطان درونی با هوای نفسانی که ما به آن ها شیطان دو پا می گوییم. پدر بزرگ شیاطین، ابلیس را هم اضافه کنید. 
کوتاه ترین و موثرترین راه برای جلوگیری از خراب کاری کسانی که از نظر معنوی، با فرهنگ الهی سازگار نیستند و نقش تخریبی دارند، راه عملی به معنای «پرهیز از حرام» است.
روایت مفصلی را عرض می کنم که سماعه بن مهران، ناقل آن است. سماعه بر امام صادق علیه السلام وارد شد. حضرت از او سؤال کردند: «من شر الناس؟ قال نحن». با این بخش ها کاری نداریم. چون مفصل است. در ادامه روایت می فرماید: «و اکمدوا عدوکم بالورع»؛ «کمد» به معنای کوبیدن است. می فرماید با ورع، دشمناتان را بکوبید! به تعبیر من، کوبش فرهنگی است. خیال نکنید که بحث جهاد است چرا که با ورع نمی شود جنگ نظامی کرد. منظور، جنگ فرهنگی است؛ یعنی هر چه دشمنان فحشا را ترویج می کنند، تو پرهیز کن و نقشه های آن ها را نقش بر آب کن. دقیقا بر خلاف آنچه عده ای فکر می کنند که یک مقدار رقیقش کنیم و راه شرعی گیر بیاوریم تا شبهه ناک را حلال کنیم که از این راه، بتوانیم فضای فرهنگی جامعه اسلامی را حفظ کنیم. از معارف اسلام و فرهنگ، بی خبری که این حرف ها را می زنی! این حرف ها درست نیست؛ نباید همسو و رقیق شوم تا حفظ کنم. نه آقا! دقیقا عکس این کار را باید انجام داد. راه از بین بردن این تهاجم، پرهیز عملی از گناه است که با این کار، دشمن را می کوبی.
مربیان همه محیط ها، در این کار موثر هستند و نقش دارند. 


وظیفه مربی در مقابله با تهاجم فرهنگی
در واقع مربی، الگو است. می فرماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه» سوره مبارکه احزاب، آیه 21؛ ظاهر، هیکل و کارهایی که از او در جامعه صادر می شود، اسوه حسنه است؛ مردم از او یاد می گیرند. مخصوصا کسی که در رأس محیط خانوادگی، آموزشی، شغلی یا رفاقتی است و همین طور کسی که در رأس فضای حاکم بر جامعه است. در معارف ما نیامده است که با دشمن کنار بیا.
کنار آمدن به معنای وادادگی است؛ «واکمدوا عدوکم بالورع».


جمع بندی مطلب
فهرست وار مطلب را عرض کنم. در باب سازندگی نسبت به دیگران، ابزار سازندگی باید با هدف، تناسب داشته باشد. برای سازندگی باید سراغ قول و عمل رفت که تاثیر عمل از قول بیشتر است. در عمل، پرهیز از حرام، از نظر ارزشی، موثر است. بعد از ورود به جنبه فعلی، نماز تاثیر بیشتری دارد. جنبه فاعلیت و مانعی را مطرح کردم. اگر بخواهی هم نقش فاعلی و هم جنبه گری داشته باشی تا از بیرون فضا را مسموم نکنند، باید ورع داشته باشی. از جنبه فعلی می گذارم؛ چون نمی خوام خیلی وارد بشوم.


چگونگی استفاده از ابزار «قولی»
توجه به میزان فهم طرف مقابل
وارد جنبه قولی می شویم که مسائل تعقلی پیش می آید. جنبه های تعقلی به اصطلاح ما، بعد اعتقادی است  که عقل نظری را شامل می شود. بعد اخلاقی هم به یک معنا تعقلی است که عقل عملی را شامل می شود. در باب عقل نظری، کیفیت به کار گیری ابزار که ششمین عامل تاثیر گذار در مرابطه بود، مطرح می شود. در واقع باید کشش طرف مقابل را در نظر بگیری که مطلب بسیار مهمی است. اینکه هر چه بلد هستی، بیرون بریزی، درست نیست؛ باید طرف مقابل را از نظر ادراکات و توان ادراکی بسنجی و به همان مقدار او را تغذیه کنی تا یواش رشد کند. به تعبیری می فرماید: «کلم الناس علی قدر عقولهم»؛ توان کششی ادراکات دورنی او را در نظر بگیر و بعد او را تغذیه کن.
روایاتی از امام علی علیه السلام است که به تعبیر طلبگی، اطلاق و شمول دارد و گسترده است. می‌فرماید: «من عقل الرجل ان لا یتکلم بجمیع ما احاط به علمه»؛ آدم عاقل هر چه را می داند، بیرون نمی ریزد. باید توجه کند که کجا است و طرفش کیست. در تعبیری دیگری وارونه این روایت را با بیان تندی مطرح می کند. می فرماید: «لا تتکلم بکل ما تعلم فکفی بذلک جهلا»؛ اگر این کار را کردی، خودت لنگ می زنی و نمی فهمی؛ مثلا اگر بنده مسائل عرفانی قلمبه سلمبه را مطرح کنم، همگی گیج و گنگ می شوید. مفاهیمش در ذهن من هست؛ اما اگر بگویم، حمل به صحتش این است که عمرتان را ضایع می کنم و در نهایت گیج می شوید؛ والا گاهی نتیجه عکس هم دارد.
این مسئله را مخصوصا به طبقه جوانی که دستش هنوز از معارف اسلامی پر نشده است می گویم. برخی این مسائل قلمبه سلمبه را به شما عرضه می کنند. بعد می گویند: این را نمی دانستی؟! خب معلوم است که شماها هم نمی دانستید. روش آن ها این طوری است. در واقع روش سازندگی شان باطل است. حرف های شان باطل نیست. اما این حرف حق، نقش، باطل می گیرد. 
این تعبیر از امام علی علیه السلام است که می فرماید: «جهل الشباب معذور و علمه محقور»؛ چه تعبیرات زیبایی دارد!جوان نوپایی است که هنوز این مسائل را نمی داند. غرضم این است که شخص سازنده در ابعاد تعقلی که جنبه اعتقادی است، چه اخلاقی که جنبه عقل عملی است مقید باشد، کشش و سطح شعور دینی طرف مقابل را در نظر بگیرد. حتی در ارتباط با بعد عملی هم بعد همین شکل است. واجبات را برای او مطرح کن، چرا سراغ مستحبات می روی؟!


اهمیت بالا بردن شعور دینی
انسان باید همت بگمارد که به طرف مقابل، شعور دینی بدهد. شعور دینی دادن است که ایمنی بخش است. البته این بحثی است که نمی رسم توضیح بدهم. از ابتدا هم باید کشش طرف مقابل را مراعات کرد و به مقدار کشش او به او، «شعور دینی» داد. در این زمینه، روایات متعددی داریم که در بحث های برزخ و قیامت هم مطرح کرده ام. در میزان اعمال، بحث حجم مطرح نیست؛ بلکه بحث «عقل» و «شعور دینی» مطرح است. در قیامت به مقدار عقل و شعور، منزلت و مقام می دهند نه به مقدار حجم عملی که انجام داده است. در باب عبادات، مخصوصا راجع به عالم دیده اید که می فرمایند: یک رکعت نماز عالم، معادل با چندین رکعت نماز جاهل است. معیار ارزشی در قیامت، شعور دینی است. تو روی این معیار ارزشی کار کن و به طرف مقابل، شعور دینی بده. در آینده بحث موازنه بین شعار و شعور را مطرح می کنم. در بعد اعتقادی و اخلاقی به او شعور بده. 
روایتی را عرض کنم. شخصی است به نام سلیمان که به امام صادق علیه السلام وارد می شود و می گوید: «قال قلت لابی عبدالله علیه السلام: فلان من عباداته و دینه و فضله»؛ شروع می کند از حجم اعمال یک نفر می گوید، «و قال علیه السلام کیف عقله؟» تمام شد؟ آنچه گفتی ظاهر او بود. بگو شعور دینی او چگونه است؟ «فقلت لا ادری»؛ شعورش را نمی دانم. «فقال علیه السلام: ان الثواب علی قدر العقل» برو دنبال کارت! پاداش بر محور شعور دینی است.
لذا شخص سازنده وقتی وارد سازندگی غیر می شود، باید در بعد درونی که اخلاقی و عقلانی است، به او شعور دینی بدهد. این شخص از آفت ایمن است و دیر آفت می خورد؛ در واقع هر چه سطح شعور او بلاتر برود، ایمنی اش بیشتر می شود.



کتاب از آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی

توسط: شعبانی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۸:۲۹ - ۱۴۰۰/۸/۲۹
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه