جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰
کد مطلب: ۱۰۰۸۶

تفسیر سوره حجرات آیه (۱۲)
تفسیر سوره حجرات

تفسیر سوره حجرات آیه (۱۲)

::> ولایت آنلاین، گروه ثقلین < ::
همانگونه که غیبت کننده در یک لحظه با غیبت آبرویی که سال‌ ها به‌ دست‌ آمده را می‌ ریزد، خداوند هم عبادات که او سال‌ ها به دست آورده را از بین می‌ برد. 

بسم‌ الله‌ الرّحمن‌ الرّحیم 

تفسیر سوره حجرات آیه(۱۲):

یَا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا اجتَنَبُوا کَثِیراً مِنَِ الظَّنِ اِنَّ بَعضَ الظَّنِ اِثمُ وَ لاَ یَغتَب بَّعضُکُم بَعضاً اَیُحِبُّ اَحَدُکُم اَن یاکُلَ لَحمَ اَخِیهِ مَیتاً فَکَرِ هتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللهَ اِنَّ اللهَ تَوَّابُ رَّحِیمُ.

ای کسانی که ایمان آورده‌ اید از بسیاری از گمان‌ها دوری کنید زیرا بعضی گمان‌ها گناه است و در کار دیگران تجسس نکنید و بعضی از شما دیگری را غیبت نکند آیا هیچ‌ یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد پس آن را ناپسند می‌ دانید از خدا وند پروا کنید همانا خداوند توبه‌ پذیر مهربان است. 

نکته‌ ها:  
در قرآن نسبت به حسن‌ ظن سفارش‌ شده است، ولی از گمان بد نسبت‌ به مسلمین نهی گردیده‌ است. مثلاً در (سوره نور آیه ۱۲) می‌ خوانیم: چرا درباره بعضی شنیده‌ ها حسن‌ظن ندارید؟  
همان گونه که در آیه‌ ی نهم این سوره برای امنیت و حفظ جان مردم همه مسلمانان را مسئول مبارزه با یاغی دانست، این آیه نیز برای امنیت و حفظ آبروی مردم سوء ظن، تجسس و غیبت را حرام کرده‌ است. 
امروز تمام حقوق‌ دانان جهان از حقوق‌ بشر حرف می‌ زنند، ولی اسلام به هزاران مسئله توجه دارد که حقوق‌ دانان از آن غافلاند. چنان‌ که غیبت را ضربه به حقوق‌ بشری می‌ دانند.
هیچ گناهی مثل غیبت که درندگی بی‌ رحمانه تشبیه نشده‌ است. آری، گرگ نیز نسبت‌ به گرگ این کار را نمی‌ کند!
سوال: چرا به‌ خاطر یک لحظه غیبت کردن، عبادت چند ساله انسان محو می‌ شود؟ آیا این نوع کیفر عادلانه است. 
پاسخ: همانگونه که غیبت کننده در یک لحظه با غیبت آبرویی که سال‌ ها به‌ دست‌ آمده را می‌ ریزد، خداوند هم عبادات که او سال‌ ها به دست آورده را از بین می‌ برد. 
بنابراین محو عبادت چند ساله، یک کیفر عادلانه و به‌ اصطلاح مقابله‌ به‌ مثل است.

■پیام‌ها
 
۱- ایمان همراه با تعهد است و هر کس ایمان دارد باید از یک سری اعمال دوری نماید. ایمان با سوء ظن، تجسس، از کار مردم و غیبت از آنان سازگار نیست. 
۲-برای دوری از گناهان حتمی باید از گناهان احتمالی اجتناب کنیم. چون بسیاری از گمان‌ها گناه است باید از همه گمان‌ های بد دوری کنید. 
۳‐ اصل بر اعتماد، سلامتی، کرامت، و برائت انسان است. 
۴-مردم در جامعه اسلامی باید هم در فکر مورد سوء ظن کسی قرار نگیرند و هم کسی کارشان را تجسس نکند و هم در مجالس آبرویشان ریخته نشود. 
۵- برای نهی از غیبت باید زمینه‌ های غیبت را مسدود کرد. راه ورود به غیبت، اول سوء ظن، بعد پیگیری و تجسس و پس‌ از کشف عیب، غیبت شروع می‌ شود، لذا قرآن به همان ترتیب نهی کرده‌ است.
۶-گناه گرچه در ظاهر شیرین است، ولی در دید باطنی و ملکوتی خباثت و تنفرآور است. باطن غیبت، خوردن گوشت مرده‌ است و درباره هیچ گناهی این نوع تعبیر بکار نرفته‌ است.
۷-در نهی از منکر از تعبیرات عاطفی استفاده کنیم. 
۸-یکی از وسایل آموزش و تربیت، استفاده از مثال و تمثیل است.
۹-تعجب از کسانی است که دیگران را غیبت می‌کنند و یا بدان گوش می‌ سپارند.
۱۰- غیبت حرام است از هر سن و نژاد و مقامی‌ که باشد شامل کوچک و بزرگ مشهور و گمنام عالم و جاهل زن و مرد و می‌ شود.
 ۱۱- مردم با ایمان برادر و هم‌ خون یکدیگرند.
 ۱۲- آبروی انسان مثل گوشت بدن او وسیله قوام اوست.
۱۳- کافر غیبت ندارد. چون کافر برادر مسلمان نیست.
۱۴- همانگونه که مرده قدرت دفاع از خود را ندارد، شخصی که مورد غیبت است نیز چون حاضر نیست، قدرت دفاع از خود را ندارد.
۱۵-اگر از بدن زنده قطعه‌ای جدا شود، امکان پر شدن جای آن هست، ولی اگر از مرده‌ای چیزی کنده شود، جای آن همچنان خالی می‌ ماند. آری، غیبت، آبروی مردم را بردن است و آبرو که رفت دیگر جبران نمی‌ شود.
۱۶- غیبت کردن درندگی است.
۱۷- غیبت کردن، با تقوا سازگاری ندارد.
۱۸- در اسلام بن‌ بست وجود ندارد، با توبه می‌ توان گناه گذشته را جبران کرد.
۱۹- عضو پذیری خدا همراه با رحمت است. 

■اقسام سوء ظن
 
سوء ظن اقسامی دارد که از بعضی آن‌ها نهی شده‌است: 

۱-سوء ظن به خدا، چنان‌که در حدیث می‌ خوانیم: کسی که از ترس خرج و مخارج زندگی ازدواج نمی‌ کند، در حقیقت به خدا سوءظن دارد؛ یعنی خیال می‌ کند اگر تنها باشد خدا قادر است رزق او را بدهد، ولی اگر همسر داشته، باشد خدا قدرت ندارد و این‌ گونه سوء ظن به خداوند، ممنوع است.
۲-سوء ظن به مردم که در این آیه از آن نهی شده‌ است.
۳-سوء ظن به خود، که مورد ستایش است. آری انسان نباید نسبت‌ به خود حسن‌ظن داشته باشد و همه کارهای خود را بی‌عیب بپندارد.
 حضرت علی(علیه‌ السلام) در صفات متقین(در خطبه همام) می‌ فرماید: یکی از کمالات افراد باتقوا آن است که نسبت‌به خودشان سوء ظن دارند.
 افرادی که خود را بی‌عیب می‌دانند، در حقیقت نور علم و ایمانشان کم است و با نور کم انسان چیزی نمی‌ بیند. مثلاً اگر شما با یک چراغ‌ قوه وارد سالنی شوید جزء اشیای بزرگ چیزی را نمی‌ بینید ولی اگر با نور قوی مانند (پروژکتور) وارد سالن شوید، حتی اگر چوبه کبریت یا ته‌ سیگار در سالن باشد می‌توانید آن را ببینید.
افرادی که نور ایمانشان کم است، جز گناهان بزرگ چیزی به نظرشان نمی‌ آید و لذا گاهی می‌ گویند ما کسی را نکشته‌ ایم! از دیوار خانه‌ای بالا نرفته‌ ایم! و گناه را تنها این قبیل کارها می‌ پندارند، اما اگر نور ایمانشان زیاد باشد، تمام لغزش‌های ریز خود را می‌ بینند و به درگاه خدا ناله می‌ کنند، یکی از دلایل آن که امام معصوم آن‌ همه گریه و مناجات داشته‌ اند، همان نور ایمان و معرفت آنان بوده‌ است.
 آری اگر کسی نسبت به خود خوش‌ بین شد و هیچ سوء ظن درباره افکار و رفتار خود نداشت، هرگز ترقی نمی‌ کند او مثل کسی است که دائماً به عقب خود نگاه می‌ کند و راه‌ های طی‌ شده را می‌ بیند و به آن مغرور می‌ شود، ولی اگر کمی به جلو نگاه کند و راه‌ های نرفته را ببیند، خواهد دانست که نرفته ها چند برابر راه‌ هایی است که رفته است!
■ آیا وقتی‌ که می‌ بینیم قرآن به پیامبرش دستور( قُل ربّ زِدنی عِلما) (سوره طه آیه ۱۱۴) می‌ فرماید: به‌ دنبال زیاد شدن علم خود باش و با دستور(شاوِرهُم فِی الاَمر) (سوره آل عمران آیه ۱۵۹) می‌ فرماید:  تو با مردم مشورت کن و با دستور(فاذا فَرَغتَ فَانصَب) (سورهشرح آیه ۷) می‌ فرماید: هر لحظه از کاری آزاد شدی باید کار جدید را به‌شدت دنبال کنی و با این دستوراتی که خداوند اشرف مخلوقات دارد آیا صحیح است امثال ما خود را فارغ التحصیل و بی‌ نیاز از مشورت بدانیم و مسئولیتمان را تمام‌ شده احساس کنیم و به خود حسن‌ظن داشته باشیم؟
بنابراین ما نباید نسبت‌ به خود خوش‌ بین و حسن‌ظن داشته باشیم ولی باید به الطاف الهی و رفتار مردم حسن‌ ظن داشته باشیم.
■ توجه به این نکته نیز لازم است که معنای حسن‌ ظن، سادگی، زودباوری، سطحی‌نگری، و غفلت از توطئه‌ ها و شیطنت‌ ها نیست. امت اسلامی هرگز نباید به‌ خاطر حسن‌ ظن های نابجا، دچار غفلت شده و در دام صیادان قرار گیرد.  

غیبت چیست؟

غیبت آنست که انسان در غیاب شخصی چیزی بگوید که مردم از آن خبر نداشته باشند، چنان‌ که اگر آن شخص بشنود ناراحت شود.
 بنابراین انتقاد روبرو و عیبی که مردم می‌ دانند و یا اگر غیبت شونده ناراحت نشود غیبت نیست.
در حرام بودن غیبت فرقی میان غیبت کردن زن و مرد، کوچک و بزرگ، آشنا و غریبه، معلم و شاگرد، پدر و فرزند مرده یا زنده، نیست.
 رسول خدا(علیه‌ السلام) فرمود: دست از سر مرده‌ها بردارید کسی که مرد درباره‌ اش خوب بگویید.

غیبت در روایات 

امام صادق علیه‌ السلام فرمود غیبت کننده اگر توبه کند آخرین کسی است که وارد بهشت می‌ شود و اگر توبه نکند، اولین کسی است که به دوزخ برده می‌ شوند.
 
امام رضا(علیه‌ السلام) از امام سجاد(علیه‌ السلام) نقل می‌ کند که هر کس از ریختن آبروی مسلمانان خود را حفظ کنند، خداوند در قیامت لغزش‌های او را نادیده می‌ گیرد.

پیامبر(علیه‌السلام) در آخرین خطبه در مدینه فرمودند: اگر کسی غیبت کند، روزه او باطل است یعنی از برکات و آثار معنوی که یک روزه‌ دار برخوردار است مرحوم است.
 پیامبر(علیه‌ السلام) فرمودند: یک درهم ربا از سی و شش زنا بدتر است و بزرگ‌ترین ربا معامله با آبروی مسلمان است.
 در حدیث می‌خوانیم: نشستن در مسجد به انتظار نماز جماعت، عبادت است البته مادامی‌که غیبت نکنیم.

جبران غیبت 

برای جبران غیبت‌ هایی که در گذشته مرتکب آن شده‌ ایم، اگر غیبت شونده از دنیا رفته‌ است، باید توبه کرده و از درگاه خداوند عذر خواهی کنیم که البته خداوند توبه‌ پذیر است.
 اما درصورتی‌که او زنده و در قید حیات باشد، اگر به او بگویم که ما غیبت تو را کرده‌ ایم ناراحت می‌ شود به گفته بعضی از مراجع تقلید نباید به او گفت بلکه باید بین خود و خداوند توبه کنیم.
 و اگر امکان دسترسی به شنوندگان است، به‌ نحوی با ذکر خیر و تکریم از آن‌ ها تحقیر گذشته را جبران کنیم.
 و اگر غیبت شونده ناراحت نمی‌ شود، از خود او حلالیت بخواهیم.
شیخ طوسی در شرح تجرید براساس حدیثی از پیامبر (علیه‌ السلام) می‌ فرماید: اگر غیبت شونده غیبت را شنیده است، جبران آن به این است که نزد او برویم و رسماً عذرخواهی کرده و حلالیت بخواهیم، اما اگر نشنیده است باید هرگاه یادی از غیبت شونده کردیم، برای او استغفار نماییم. 

موارد جواز غیبت  

 در مواردی غیبت کردن جایز است، به بعضی از موارد آن اشاره می‌ کنیم:
 ۱- در مقام مشورت؛ یعنی اگر شخصی درباره دیگری مشورت خواست، ما می‌ توانیم عیب‌ های کسی که مورد مشورت است را به مشورت کننده بگوییم.
 ۲- برای رد حرف، عقیده باطل و اشخاصی که دارای چنین اعتقادی هستند، تا مبادا مردم دنباله‌ رو آن‌ها شوند.
۳- برای گواهی دادن بر ضد خلاف‌ کار نزد قاضی. همان گونه که برای رد ادعاهای نابجا باید حقیقت را گفت.
 ۴- برای رد گواهی شاهدی که مورد اطمینان نیست.
 ۵- برای اظهار مظلومیت، بیان کردن ظلم ظالم مانعی ندارند.
 ۶- کسی که بدون حیا و آشکارا گناه می‌ کند، غیبت ندارد.
 ۷- برای تقیه یا رد ادعاهای پوچ، غیبت مانعی ندارد. مثلاً می‌ گوید: من مجتهدم، دکترم، سید هستم، و می‌ دانیم که او اهل این صفات نیست، جایز است به مردم آگاهی دهیم که او اهل این صفات نیست.

خطرات غیبت 

در غیبت کردن گناهان دیگر نیز نهفته‌ است از جمله:

 ۱-تحقیر و خوار کردن مؤمن. 
۲-سخن‌ چینی.
 ۳-جنگ و فتنه‌ انگیزی.
 ۴- ظلم و گناهان دیگر...
۵- اشاعه فحشا، نشر دادن بدی‌های مردم به‌ قدری خطرناک است که نه‌ تنها نشر، بلکه علاقه به نشر آن نیز عذابی دردناک است.

انواع غیبت

غیبت گاهی با زبان، گاهی با اشاره، گاهی با نوشتن، گاهی با عکس، شکل و مجسمه، گاهی با تقلید کردن، از او و گاهی با سکوت کردن می‌ باشد.
 مثلاً می‌ گوید؛ حیف که دین جلو زبانم را گرفته‌ است و با این کلمه بهم می‌ فهماند که فلانی عیب‌ های زیادی دارد و یا با گفتن الحمدلله که ما گرفتار نشدیم، می‌ فهماند که فلانی گرفتار شده‌ است.
گاهی با عیب گرفتن از خود می‌ فهماند که دیگر عیب دارد، مثلاً می‌گ ویند: انسان ضعیف است! ما هم کم‌ صبریم! یعنی او ضعیف و کم‌ صبر است. 
گاهی بعد از شنیدن غیبت می‌ گوید؟: سبحان‌ الله، الله‌ اکبر و با این ذکر گوینده را برای ادامه دادن به غیبت تشویق می‌ کند، و گاهی با زبان می‌ گوید: غیبت نکنید، ولی قلباً دوست دارد بشنود، که این نفاق است.

آثار غیبت 

الف- آثار اخلاقی و اجتماعی
 ۱- پیدا شدن کینه و از بین رفتن اعتماد و ایجاد اختلاف و فتنه در میان مردم و کنار زدن افراد مفید جامعه.
 ۲-جرات بیشتر بر گناه. زیرا همین‌ که انسان فهمید مردم از عیب و خلاف‌ کاری او آگاه شدند و آبرویش رفته‌است جرات او بر گناه بیشتر می‌ شود و تصمیم به ترک و توبه در او از بین می‌ رود.
 ۳- نشر، عیب مردم محیط و جامعه را آلوده و جرأت دیگران را بر گناه نیز اضافه می‌ کند.
 ۴- حس انتقام را تحریک می‌ کند. زیرا همین‌ که غیبت شونده فهمید که دیگری آبرویش را برده، به فکر می‌افتد که او نیز آبروی غیبت کننده را بریزد.
 به‌عبارت‌ دیگر غیبت کردن امروز ما، سبب جرات مردم بر غیبت کردن از ما می‌ شود. و کسی که برای برادرش چاه بکند، خودش در آن می‌ افتد.

ب-آثار اخروی
۱- غیبت کردن، سبب از بین رفتن حسنات و خوبی‌ ها است.
 ۲- غیبت، مانع قبول شدن طاعات الهی است.
 ۳-غیبت کردن انسان را از مدار ولایت الهی خارج و در مدار دیگران قرار می‌دهد.

انگیزه و ریشه های غیبت

۱- گاهی ریشه غیبت عصبانیت و غضب است. در بعضی کتب آسمانی آمده: اگر هنگام غضب مرا یاد کنی و کظم غیظ کنی، من نیز هنگام غضب ترا یاد می‌کنم و غضب نمی‌ کنم.
 ۲- گاهی همسو شدن با دیگران عامل غیبت است، و می‌ بیند که دیگران از شخصی بدگویی می‌ کند و چون می‌ خواهد خودش را همسوی آنان قرار دهد، و نیز غیبت می‌ کند، غافل از آنکه غضب نقد و قطعی خدا را می‌ خرد، به امید محبوبیت احتمالی نزد دوستان! و برتری دادن رضای مردم بر رضای خداوند، بزرگ‌ ترین خسارت است.

۳- گاهی انگیزه ی غیبت، بزرگ نشان‌ دادن خود است؛ یعنی دیگران را خراب می‌ کند تا خودش را بزرگ جلوه دهد و نیز قهر قطعی الهی را می‌ خرد به آرزوی محبوب شدن احتمالی نزد مردم که این معامله پرخسارت است.

۴- گاهی انگیزه غیبت مسخره کردن است، غافل از آنکه او غیبت شونده را نزد افراد کمی تحقیر می‌ کند، ولی خداوند در قیامت او را در برابر تمام خلایق تحقیر خواهد کرد.

۵-گاهی با اظهار تعجب غیبت می‌ کند. مثلاً می‌ گوید: من تعجب می‌ کنم که فلانی با آن‌ همه علم و اطلاعات چرا این‌ گونه شد! درحالی‌که باید تعجب کند که با این کلمه چگونه آن‌ همه عبادات خودش را به نابودی می‌ کشاند!

۶- گاهی ریشه غیبت حسادت است.

۷-گاهی برای سرگرمی، از دیگران غیبت می‌ کند.

۸- گاهی برای تبرئه خود از عیبی،عیب را به گردن دیگران می‌ اندازد و غیبت می‌ کند.

 ۹- گاهی از روی دلسوزی غیبت می‌ کند و می‌ گوید: من دلم برای فلانی که گرفتار فلان مسئله شده‌ است می‌ سوزد. البته عوامل متعدد دیگری نیز سبب غیبت می‌ شود. 

شنیدن غیبت 


وظیفه شنونده گوش ندادن به غیبت و دفاع از مؤمن است در حدیث می‌ خوانیم کسی که غیبت را بشنود و سکوت کند شریک جرم گوینده است.
پیامبر(علیه‌ السلام) فرمود: هر کس غیبتی را شنید و آن را رد کرد خداوند هزار درب شر را در دنیا و آخرت بر روی او می‌ بندد، ولی اگر ساکت بود و گوش داد، گناه گوینده برای او نیز ثبت می‌ شود. و اگر بتواند غیبت شونده را یاری کند ولی یاری نکند خدا در دنیا آخرت او را ذلیل می‌ کند زیرا سکوت سبب می‌شود افراد مفید در جامعه به حال فلج درآیند و کسانی از آن‌ ها دفاع نکند.
رسول خدا(علیه‌ السلام) فرمود: اگر در مجلسی از کسی بدگویی شد، باید آنان را از این عمل باز دارد و از مجلس خارج شود.
در آیه ۳۶ سوره اسراء می‌ خوانیم هر یک از گوش و چشم و دل در قیامت مورد بازخواست قرار می‌ دادند بنابراین ما حق شنیدن هر حرفی را نداریم.
 در روایتی غیبت کردن کفر و شنیدن راضی بودن به آن، شرک دانسته شده‌است.

■ شیوه های ترک غیبت

۱-توجه به خطرات غیبت و آثار منفیآن که در صفات قبل به آن اشاره شد.

 ۲- یاد عیب‌ های خود. حضرت علی(علیه‌ السلام) می‌ فرماید: چگونه عیب مردم را می‌گویی درحالی‌ که خودت مثل همان خلاف را داری و یا بدتر از آن را مرتکب شده‌ای و بر فرض آن عیب را نداری، همین جرأت تو بر نقل خلاف و عیب دیگران، از عیب آنان بدتر است.

 در روایات می‌ خوانیم خوشا به حال کسی که عیب خودش او را مشغول کند(و به فکر اصلاح) باشد و کاری به عیب مردم نداشته باشد.

 تذکرات

در پایان بحث غیبت چند تذکر لازم است:

۱-حرمت غیبت تنها در این سوره و این آیه نیست، بلکه از آیات دیگر مانند آیه ی(ویل لکلّ همزه لمزه) (سوره همزه آیه۱) وای بر هر عیبجوی هرزه گو و آیه ی(لایحبّ الله الجهر بالسوء) (سوره نساء۱۴۸) خداوند دوست ندارد بدی‌ های مردم علنی شود، نیز حرام بودن غیبت استفاده می‌ شود.

 ۲-  در غیبت باید انگیزه ی عیب‌جویی باشد، ولی اگر عیب مردم را برای اصلاح دیگران گفتیم، مانعی ندارد هر چه شخص مجرم نباشد.

۳- در غیبت باید شخص معین باشد، اگر گفتیم: بعضی چنین‌ و چنانند مردم مصداق آن بعض  ندانند مانعی ندارد.

 ۴- گاه عنوان غیبت در کار نیست، ولی گفته‌ ها به‌ عنوان توهین، تحقیر، اشاعه ی فحشا می‌ باشد، که حرام است.


نام کتاب: تفسیر سوره حجرات
نام مولف: استاد محسن قرائتی


نام نویسنده مطلب: سمیه ساکی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۲:۴ - ۱۴۰۰/۲/۲
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه