جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰
کد مطلب: ۱۰۰۶۱

 کشتار وهابیان در عتبات عالیات
فرق ضاله

 کشتار وهابیان در عتبات عالیات

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید < ::
 کشتار بی‌ رحمانه شیعیان در کربلا  کشتار وهابیان در عتبات عالیات به‌ راستی صفحه تاریخ را سیاه کرد لکه‌ ای ننگ همیشگی بر پیشانی وهابیان نهاده‌ است.

بسم‌ الله‌ الرّحمن‌ الرّحیم 


 

کشتار وهابیان در عتبات عالیات:


 کشتار بی‌ رحمانه شیعیان در کربلا  کشتار وهابیان در عتبات عالیات به‌ راستی صفحه تاریخ را سیاه کرد لکه‌ ای ننگ همیشگی بر پیشانی وهابیان نهاده‌ است.
 صلاح‌ الدین مختار که خود وهابی است می‌ نویسد در سال ۱۲۱۶هجری قمری امیر سعود با لشکر انبوهی از مردم نجد و عشایر جنوب و حجاز و دیگر نقاط به قصد عراق حرکت کرد و در ماه ذی‌ القعده به کربلا رسیدند آنان تمام برج و باروی شهر را خراب کرده و بیشتر مردم را که در کوچه و بازار بودند به قتل رساندند. نزدیک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند آنگاه خمس اموال غارت‌ شده را خود سعود برداشت و بقیه را به نسبت هر پیاده یک سهم و هر سواره دو سهم بین لشکریان تقسیم نمود.
 شیخ عثمان نجدی از مورخان وهابی می‌نویسد؛  وهابیان؛ غافلگیرانه وارد کربلا شدند؛  بسیاری از اهل آن را در کوچه و بازار خانه‌ ها کشتند؛ روی قبر حسین علیه‌ السلام را خراب کرد اما آنچه در داخل قبه بود؛ به چپاول بردند و هر چه در شهر از اموال اسلحه؛ لباس؛ فرش؛ طلا؛ و قرآن‌های نفیس یافتند ربودند؛ نزدیک ظهر از شهر خارج شدند در حالی‌ که قریب به دو هزار نفر از اهالی کربلا را کشته بودم برخی می‌ نویسند که وهابیان در یک شب؛ بیست هزار نفر را به قتل رساندند.
 میرزا ابوطالب اصفهانی در سفرنامه خود می‌ نویسد هنگام برگشت از لندن و عبور از کربلا و نجف دیدم که قریب به‌سال  بیست و پنج هزار وهابی وارد کربلا شدند.


و صدای( اقتلوا المشرکین و اذبحوا الکافرین) مشرکان را بکشید و کافران را ذبح  کنید؛  سر می‌ دادند و بیش‌ از پنج هزار نفر را کشتند و زخمی‌ ها حساب نداشت صحن مقدس امام حسین علیه‌ السلام از لاشه مقتولین پاره و خون از بدن‌ های سربریده روان بود.
 بعد از یازده ما مجدداً به کربلا رفته بودم بیرون و دیدم که مردم آن حادثه هجوم جهل و گریه می‌ کند و به‌ طوری‌ که از شنیدن آن  موها بر اندام راست می‌ شد وهابیان بعد از کشتار بی‌ رحمانه اهل کربلا و هتک حرمت حرم حسینی علیه‌ السلام با همان لشکر راهی نجف‌ اشرف شدند؛  ولی مردم نجف به‌ خاطر آگاهی از جریان قتل و غارت کربلا آمادگی دفاعی به مقابله برخاستند و حتی زن‌ها از منزل بیرون آمده و مردان خود را به دفاع تشجیع و تحریک می‌ کردند تا اسیر قتل و چپاول وهابیان نشوند؛  در سال ۱۲۱۵ هجری قمری نیز گروهی از وهابیون برای انهدام مرقد مطهر حضرت امیر علیه‌ السلام عازم نجف‌اشرف شدند که در مسیر با عده‌ای از اعراب درگیر شده و شکست خوردند و نه در مدت نزدیک به ده سال  چندین‌ بار حملات شدیدی به شهر کربلا و نجف داشته‌ است.

شاید بعضی تصور کنند که وهابیان فقط بلاد شیعه‌ نشین را مورد تاخت‌و تاز قرار دادند؛ ولی با یک نگاهی به عملکرد سیاه آنان در حجاز و شام روشن خواهد شد که حتی مناطق سنی‌ نشین نیز از حملات وحشیانه آنان در امان نبوده است.
  جمیل صدقی ذهابی درباره حمله وهابیان به طائف می‌ نویسد: از زشت‌ ترین کارهای وهابیان در سال ۱۲۱۷ هجری قمری قمری قتل‌ عام مردم طائف است که بر صغیر و کبیر رحم نکردند طفل شیرخوار را بر روی سینه مادرش سر بریدند جمعی را که مشغول فراگرفتن قرآن بودند کشتند و حتی گروهی که در مسجد مشغول نماز بودند به قتل رساندند؛  و کتاب‌ها که در میان آن‌ ها تعدادی قرآن و نسخه‌ هایی از صحیح بخاری و مسلم و دیگر کتب حدیث و فقه بود؛ در کوچه بازار افکندند و آن‌ها را پایمال کردند. وهابیان پس‌ از قتل‌ عام مردم طائف؛ طی نامه علمای مکه را به آیین خود دعوت کردند آنان در کعبه گرد آمدند تا به نامه‌ای وهابیان پاسخ گویند که ناگهان جمعی از ستمدیدگان طائف داخل مسجدالحرام شدند و آنچه بر آنان گذشته بود بیان داشتند و مردم سخت به وحشت افتادند؛ چنان‌ که گویی قیامت برپا شده‌است آنگاه علما و مفتیان مذاهب اربعه اهل‌ سنت که از مکه مکرمه و سایر بلاد اسلامی برای ادای مناسک حج آمده بودند؛ به کفر وهابیان حکم کردند و بر امیر مکه واجب دانستند که با مقابله با آنان بشتابد و افزودند که بر مسلمانان واجب است در این جهاد شرکت نمایند و در صورت کشته شدن؛ شهید خواهند شد.

 

تصمیم به کشتار عمومی علمای اهل‌ سنت 
در یادار سرتیپ ایوب صبری؛ سرپرست مدرسه عالی نیروی دریایی در دولت عثمانی می‌ نویسد: عبدالعزیز بن سعود که تحت تأثیر سخنان محمدبن عبدالوهاب قرار گرفته بود؛  در اولین سخنرانی خود در حضور شیوخ قبایل گفت ما باید همه شهرها و آبادی‌ ها را به تصرف خود درآوریم و احکام و عقاید خود را به آنان بیاموزیم برای تحقق بخشیدن به این آرزو ناگزیر هستیم که عالمان اهل‌ سنت را که مدعی پیروی از سنت سنیه نبویه و شریعت شریفه محمدیه هستند؛ از روی زمین برداریم.
 به‌ عبارت‌ دیگر؛  مشرکانی که خود را به‌ عنوان علمای اهل‌ سنت قلمداد می‌ کنند؛ از دم شمشیر بگذرانیم به‌ ویژه علمای سرشناس و مورد توجه را؛‌ نه‌ تنها زنده هستند هم‌ کیشان ما روی خوشی نخواهند دید از این‌ رهگذر باید نخست کسانی که خود را به‌ عنوان عالم خودنمایی می‌کنند ریشه‌ کن نموده؛ سپس بغداد را تصرف کرد.
 همو می‌ نویسد: سعود بن‌عبدالعزیز در سال ۱۲۱۸ هجری قمری به‌ هنگام تسلط بر مکه مکرمه؛ بسیاری از دانشمندان اهل‌ سنت را بی‌ دلیل به شهادت رساندند و بسیاری از اعیان و اشراف و بدون هیچ اتهامی به دار آویخت و هر کس هر که در اعتقادات مذهبی ثبات قدم نشان داد؛ به انواع شکنجه‌ ها تهدید کرد؛ آنگاه منادیانی فرستاد که در کوچه و بازار بانگ زدند؛ هان ای مردمان به دین سعود داخل شوید و در زیر سایه‌ی گسترده‌ اش مأوا گزینید.

خطبه کفر آمیز سعود در مدینه منوره
 سعود بن‌ عبدالعزیز پس‌ از تصرف مدینه منوره؛ همه اهالی مدینه را در مسجدالنبی گرد آورد و درهای مسجد را بست و این‌ گونه سخن آغاز نمود هان ای مردم مدینه براساس آیه شریفه دین و آئین شما امروز به کمال رسید و به نعمت اسلام مشرف شد؛ حضرت احدیت از شما راضی و خشنود گردید ادیان باطله نیاکان خود را رها کنید و هرگز از آن‌ ها به‌ نیکی یاد نکنید از درود و رحمت فرستادن بر آن‌ ها به‌ شدت پرهیز نمایید زیرا همه آن‌ها به این شکل درگذشته‌ اند.


 انهدام میراث فرهنگی 
حفظ تاریخ گذشتگان و صیانت از میراث فرهنگی نیاکان؛  نشانگر تمدن یک جامعه به شمار می‌ رود که دولت‌ ها برای پاسداری از آن‌ ها؛  ادارات ویژه تأسیس نموده و کارشناسان ماهر تربیت می‌ کنند و در این عرصه اجازه نمی دهند؛  که حتی یک سفال یا کتیبه کوچک سنگی از بین رود.
 شکی نیست که تمدن اسلامی تنها تمدن پیشتاز عصر خویش بود که مسلمانان در پرتو تعالیم آسمانی خویش آن را پی‌ ریزی نمودند.
شکوفایی این تمدن در قرن چهارم و پنجم هجری قمری به اوج خود رسید و به شهادت محققان غربی؛ نفوذ این تمدن از طریق اندلس و جنگ‌ های صلیبی به اروپا یکی از مهم‌ ترین علل شکوفایی و رنسانس غرب در قرون اخیر به شمار می‌ رود آثار و ابنیه‌ ای مربوط به شخص پیامبر(ص) و یاران باوفای او جزئی از میراث عمومی این تمدن بزرگ بوده حفظ و صیانت از آن‌ ها نشانه تقدیر از بنیان‌ گذاران این فرهنگ و تمدن به شمار می‌ رود؛ اقدام به تخریب و نابودی این آثار نشانه انحطاط فرهنگی و بی‌ توجهی به سازندگان و بنیان‌گذاران تاریخ و تمون می باشد.

در اثر مرور زمان و واقعیت تاریخ و اصالت دینی به دست فراموشی سپرده می‌شود از همه مهم‌ تر عامل رکورد انگیزه‌های فکری و نابودی استعدادهای درخشان در جامعه بشری می‌گردد با مراجعه به قرآن کریم روشن می‌ شود که امت‌ های پیشین برای حفظ و صیانت از آثار پیامبران خود اهتمام می‌ ورزیدند و به آن تبرک می‌ جستند؛ همانند صندوقی که مواریث خاندان موسی و هارون قرار داشت و آن را در نبرد و حمل می‌ کردند تا از طریق تبرک به آن بر دشمن پیروز گردد خداوند متعال در این زمینه می‌ فرماید: و پیامبرانشان به آن‌ ها گفت نشانه حکومت او این است که صندوق عهد را به سوی شما خواهد آورد در آن آرامشی از پروردگار شما و یادگارهای خاندان موسی و هارون قرار دارد.
 جلال‌ الدین سیوطی نقل می‌ کند که وقتی رسول اکرم آیه شریفه‌ ای را در مسجد تلاوت نمود: فردی برخاست و پرسید مقصود از این خانه‌ ها چیست؟ پیامبر گرامی(ص) فرمود: خانه‌های پیامبران؛ در این موقع ابوبکر برخاست و به خانه علی و زهرا اشاره کرد و گفت ای پیامبر خدا این خانه از همان خانه هاست که خدا رخصت بر رفعت و منزلت آن داده‌ است؛  حضرت فرمود:  آری و بلکه از برترین آن‌ ها است؛  این قضیه نشان می‌دهد که خانه‌های پیامبران و صالحان؛  از اعتبار و جایگاه خاصی برخوردار است و پیداست که این منزلت ارتباط به جنبه مادی و خشت و گل آجر آن‌ ها ندارد؛  بلکه این ارزش به خاطره انسان‌های والایی است که در آن‌ جا سکونت گزیدند.
 سیر و سیاحت در کشورهایی که قبور انبیا و فرزندان آنان قرار دارد؛  نشان می‌ دهد که پیروان پیامبران نسبت‌ به حفظ قبور آنان و ساختن بناهای مجلل بر روی آن‌ها؛  اهتمام خاصی می‌ ورزیدند.
 سپاه اسلام نیز هنگام فتح شامات دست به تخریب قبور پیامبران نزدند؛  بلکه خادمان آن‌ ها را در ماموریت خود ابقا کردند و لذا این بناها تا امروز محبوس مانده و برای مسلمانان؛ بلکه برای تمام موحدان جهان جاذبه خاصی دارد. 
اگر ساختن بناء بر قبور انبیا و اولیا نشانه شرک بود؛ جا داشت فاتحان منصوب از سوی خلفا به تخریب و نابودی آن ابنیه می‌ پرداختند.
 کتب تاریخی و سفرنامه؛  گواه وجود صدها آرامگاه و مرقد با شکوه در سرزمین وحی و کشورهای اسلامی است.
 مسعودی متوفای ۳۴۵ هجری قمری مورخ معروف؛  مشخصات کامل قبور ائمه بقیع به اهل‌ بیت را بیان نموده‌است و ابن جبیر اندلسی جهانگرد معروف اواخر قرن ششم که مشرق‌زمین را سه بار زیر پا نهاده‌ است در سفرنامه خود مشاهد انبیا و صالحان و ائمه اهل‌ بیت را در مصر؛ مکه؛ مدینه؛ عراق؛ و شام به‌ تفصیل بیان داشته و در ضمن ویژگی‌ هایی روضه ائمه بقیع و خصوصیات ضریح آن‌ ها را بیان نموده‌ است. 


نام کتاب: سلفی گری( وهابیت) پاسخ به شبهات

تالیف کتاب: علی اصغر رضوانی


نویسنده مطلب: مینا شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۸:۴۶ - ۱۴۰۰/۱/۲۸
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه